- خانه
- معرفی پروژه
- پروژه های داخلی
- خانه درنگ – استودیو معماری و ساخت کانتکست














در محدودهی بافتِ تاریخیِ نجف آباد، اکنون تنها هالهای از خانههای قدیمی باقی مانده. خانههایی که هر روز در حلقهی محاصره آپارتمانها فشردهتر میشوند. 60 سال تخریبِ تدریجی، در بافت نجفآباد ترکیبی از آپارتمانهای بیهویت و خانههای فرسوده باقی گذاشته است. پروژهی “خانه درنگ” جایی در میان این دو ایستاده است.
در زمینه و زمانهای که ساختمانها زمین را اشغال کرده و آسمان را میسایند، «خانهی درنگ»، تصمیم گرفته جدای از هیاهوی شهر، آسمان و زمین را تنگ در آغوش بگیرد. برای خود حیاتی هرچند کوچک باز کند. حیاطی نه در کنار، بلکه درست در قلب خانه، برای خونرسانی به رگهای حیاتبخشِ زندگی….
بافت با خانههای 60-40 مرسوم و آپارتمانها پُر شده است. معدود پلاکهایی در میان بافت ماندهاند که کیفیتِ زیستِ گذشته را کم و بیش حفظ کردهاند.
خانهی درنگ، جایی در میانهی آپارتمانهای بیهویت و خانههای فرسودهی بدونِ نما، قرار گرفته است. چشماندازهای بیرونی خانه به سمت آجرهای زبره، تیرهای چراغ برق، و گذری نابسامان و رهاشده است. در این میان تنها پناهگاهِ بصریِ امن و زیبا همان آسمان بالای سر خانه است. جایی در فاصله با کوچه، که از کابلهای برق و نماهای همسایگان دور است. پس خانه تصمیم میگیرد همان آسمان باقیماندهی بالای سرش را در آغوش گرفته و از میان گزینههای موجود برای جاگیریِ حیاط، سرانجام فضایی میانی و درونگرا را انتخاب میکند.
رنگِ سبزی که در میانهی فضاهای سفیدِ خانه چکیده، انگار استعارهای جاودان از حیات و سبزینگیست. دیگر فضاهای خانه گویا دست در دست هم، به دور این تکحیاط / حیات حلقهزده، آن را در آغوش گرفته، و گاهی نیز با آن میرقصند. به سانِ کهنالگوی رقص دور آتش، در این خانه نیز نشیمن، آشپزخانه، و اتاقها به گِردِ حیاط درآمده و از گرمای این حیاطِ حیاتبخش جان میگیرند.
قرارگیری حیاط در مرکز خانه باعث شده میزان شفافیت اتفاقات داخلی افزایش یابد. در این میان چالش طراحی این بود که محرمیتِ اتاق های خواب، و فضاهای خدماتیِ پیرامون چگونه تامین شود. از همین رو تیغههای داخلی به گونهای طراحی شدند تا میزان شفافیت / محرمیت فضاها را کنترل کنند. به عبارتی مقدارِ سرایتِ حیاط به فضاهای داخلی توسط همین تیغهها تعیین میشود.
حیاط در این پروژه تنها درگاهِ طراوت، نور، و هوای تازه نیست، بلکه به علت موقعیت قرارگیریاش، نقش مفصلِ ارتباطی را نیز بازی میکند. مفصلی که به صاحبخانه گزینههای بیشتری برای گذر و رفت و آمد میدهد. در واقع حیاط میتواند همزمان که شفافیت فضاها را بالا میبَرد، محرمیت و دسترسیهای مجزا ایجاد کند. به همین اعتبار میانخانه یا حیاط همزمان جمعکننده و جداکننده فضاها از یکدیگر است.
رها، کودکِ بازیگوشِ خانواده، لابلای فضاهای خانه در رقص است. میدَوَد. میپَرَد. از حیاط به اتاق و از اتاق به آشپزخانه… مرزهای خانه برای نهال در هم تنیده شده است. سبزیِ حیاط او را فرا میخوانَد. نور و هوای تازه در انتظار است… حالا رها به حیاط آمده، قرار میگیرَد. به قاب آسمان چشم دوخته و با ابرهای در حرکت شکل میسازد. مادر در آشپزخانه زیر چشمی او را میپایَد… چایی دَم شده و مهمانها هرلحظه ممکن است از راه برسند. در نجفآباد، دادنِ سورِ “منزلمبارکی” از واجبات است. پدر پشت تلفن به آنها نشانی میدهد “ همان خانهی سفیدِ ساده در بافت”. چند دقیقه بعد زنگ در به صدا در میاید.
جهت دسترسی به پروژه های بیشتر به این صفحه از سایت مراجعه کنید.
” تمامی حقوق مادی و معنوی محتوا متعلق به پایگاه خبری جهان معماری می باشد “